خانه / Literature / سروده ای از عایشه درانی : ای وجود ذات پاکت گوهر بحر و عطاء

سروده ای از عایشه درانی : ای وجود ذات پاکت گوهر بحر و عطاء

Aeshah Dorani

شعری در وصف حضرت محمد

*
ای وجود ذات پاکت گوهر بحر و عطاء
ذره اکسیر لطفت مسّ جان را کیمیا

مظهر نور الهی واقف اسرار حق
فیض انعامت به گیتی همچو درّ بی بها

صدر و بدر هر دو عالم یا شفیع المذنبین
افتخار جمله مرسل بهترین انبیاء

نه فلک معراج تو هم چاکرت روح الأمین
زبده کل خلایق أفضل هر دو سرا

در شعاع عارضت گشته خجل شمس و قمر
ذکر تو خواند ملک، وصفت رجال و هم نسا

فطرت شب از سواد گیسوی عنبر شمیم
پرتو مهر رخت صبح سعادت را ضیا

هم نبی و هم زکی و هم حبیبی هم رسول
هادی راه حقیقت گمرهان را راهنما

خاک و باد و آب و آتش شد ظهور از نور تو
هم پدید آمد دو عالم هفت أرض و هم سما

آفتاب حسن عالمتاب را قربان شوند
هر که بیند پرتوی بیگانه و هم آشنا

هشت خلد از نکهت کویت زکاتی یافته
هست گرد آستانت بهتر از مشک ختا

خوان فیضت گسترانیده به قاف قیروان
بهره مند از خون احسان تو هر شاه و گدا

بهر الطاف تو مالامال سلطان کرم
جرعه نوشت عام و خاص ای صاحب حمد و لوا

خضر و الیاس و مسیحا باده نوش بزم تو
نام تو می خواند موسی چون همی افکند عصا

خاکساران درت سر بر فلک ساید ز فخر
بر درت افتاده گر موری بود چون اژدها

سرور عالی نسب هم مهتر قوم عرب
ذوالجلال و ذوالکمال و ذوالکرم هم ذوالعطاء

خسرو والا گهر جدّ شبیر و هم شبّر
شاهباز ید قدرت رفعت بی منتها

نام تو آمد محمد هست محمودت مقام
پیشوایی جمله مرسل پیروت هر اولیاء

ذکر اوصاف جمیلت را نه حدّ انتهاست
رحمه للعالمین هم صاحب صدق و صفا

ابن عبدالله و جدّت هاشم و عبد المناف
آفتاب شرع و دین شمع هدایت را ضیا

تکیه گاه امّتان پیغمبر آخر زمان
دستگیر بی کسان و دردمند را دوا

آدم و حوّا نبود آن دم که اسمت شد حبیب
أختر برج رسالت معدن کان حیا

چار دریای شریعت چار یار نامور
چون أبوبکر و عمر عثمان علی مرتضی

بر تو فرقان شد نزول از فضل و لطف سرمدی
سینه بی کینه‌ات را جان و دل بادا فدا

هست در نزد حریم حرمتت عرش عظیم
کرسی و لوح و قلم ناچیز و سدر المنتها

آل و اصحابت معظّم اهل بیتت محترم
هم بود خاتون محشر بنت تو خیرالنّساء

فطرت کون و مکان از نور پاکت یا رسول
وحش و طیر و انس و جن وصف تو را گویند ثنا

در زمان بگذشت براقت از عروج نه رواق
هست عنقا پشّه کوی تو یا خیر الورا

با نبی الله توئی سرچشمه آب حیات
خاکروب درگهت هر رنج را باشد شفا

پرتو فیض سعادت عالمی یکسر گرفت
ما حی آثار ظلمت لطف می دارم رجا

هر سر مو گر زبان گردد شهنشاه عرب
ذکر أوصاف جلالت کی توان کردن أدا؟

شرح عزّ و جاه تو هرگز نگنجد در عدد
حق سلامت می دهد هم با تو گوید مرحبا

خامه عاجز ماند اندر وصفت ای عالی جناب
وصف مویت آمده و الّیل و رویت و الضّحا

معجزت شق کرد قمر را از انامل یک زمان
برگزیده بر خلایق مر تو را جلّ و علا

صفحه ننوشته خوانی صاحب فضل و کمال
علم و حلمت شد کرامت شافع روز جزا

صد هزاران ساله ره را طی کنی در یک قدم
گر به خاک تیره اندازی نظر گردد طلا

سر زنم اندر بیابان وصالت روز و شب
آرزو دارم ببینم من جمال دلربا

یک سر موا طاعتم نبود بجز فسق و فجور
هست خاص از امتانت قلب و غوث و اتقیا

غرق بحر حیرتم هرگز نمی یابم کنار
چشم می دارم مرا دست کرم سازد رها

دردمندم مستمندم ای طبیب مهربان
بر جراحات دلم حبّ تو باشد مومیا

بر تو ظاهر سرّ مخفی و نهان بدر منیر
یا رسول الله چه گویم عرض خود را با شما

جز جناب اقدست نبود مرا باب دگر
مضطرم بیچاره ام بی کسب غریب و بی نوا

دیده دوچارست به راه انتظارت هر زمان
خاک نعلین مبارک در دو چشمم توتیا

مفلس و لاش نبود توشه عقبی مرا
عایشه فیض از تو جوید مخزن بذل و سخا

 

 

عایشه درانی

 

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.