خانه / Literature / سروده ای از پروین اعتصامی : پایمال آز‬

سروده ای از پروین اعتصامی : پایمال آز‬

پروین اعتصامی 2

 

‫‫پایمال آز‬

*

‫‫
‫دید موری در رهی پیلی سترک‬
گفت باید بود چون پیلان بزرگ‬
‫من چنین خرد و نزارم زانسبب‬
که نه روز آسایشی دارم، نه شب‬
‫بار بردم، کار کردم هر نفس‬
نه گرفتم مزد، نه گفتند بس‬
‫ره سپردم روزها و ماهها‬
اوفتادم بارها در راهها‬
‫خاک را کندیم با جان کندنی‬
ساختیم آرامگاه و مامنی‬
‫دانه آوردیم از جوی و جری‬
لانه پر کردیم با خشک و تری‬
‫خوی کردم با بد و نیک سپهر‬
‫نیکیم را بد شمرد آن سست مهر‬
‫فیل با این جثه دارد فیلبان‬
من بدین خردی، زبون آسمان‬
‫نان فیل آماده هر شام و سحر‬
آب و دان مور اندر جوی و جر‬
‫فیل را شد زین اطلس زیب پشت‬
‫بردباری، مور را افکند و کشت‬
‫فیل می بالد به خرطوم دراز‬
‫مور می سوزد برای برگ و ساز‬
‫کارم از پرهیزکاری به نشد‬
جز به نان حرص، کس فربه نشد‬
‫اوفتادستیم زیر چرخ جور‬
بر سر ما میزند این چرخ دور‬
‫آسیای دهر را چون گندمیم‬
گر چه پیدائیم، پنهان و گمیم‬
‫به کزین پس ترک گویم لانه را‬
بهر موران واگذارم دانه را‬
‫از چه گیتی کرد بر من کار تنگ‬
از چه رو در راه من افکند سنگ‬
‫باید این سنگ از میان برداشتن‬
راه روشن در برابر داشتن‬
‫من از این ساعت شدم پیل دمان‬
‫نیست اینجا جای پیل و پیلبان‬
‫لانه ی موران کجا و پیل مست‬
باید اندر خانه ی دیگر نشست‬
‫حامی زور است چرخ زورمند‬
‫زورمندم من! نترسم از گزند‬
‫بعد از این بازست ما را چشم و گوش‬
کم نخواهد داد چرخ کم فروش‬
‫فیل گفت این راه مشکل واگذار‬
کار خود میکن، ترا با ما چکار‬
‫گر شوی یک لحظه با من همسفر‬
هم در آن یک لحظه پیش آید خطر‬
‫گر بیائی یک سفر ما را ز پی‬
در سر و ساقت نه رگ ماند، نه پی‬
‫من بهر گامی که بنهادم بخاک‬
‫صد هزاران چون ترا کردم هلاک‬
‫من چه میدانم ملخ یا مور بود‬
هر چه بود، از آتش ما گشت دود‬
‫همعنان من شدن، کار تو نیست‬
توشه ی این راه در بار تو نیست‬
‫در خیال آنکه کاری میکنی‬
‫خویش را گرد و غباری میکنی‬
‫ضعف خود گر سنجی و نیروی من‬
نگروی تا پای داری سوی من‬
‫لانه نزدیک است، از من دور شو‬
‫پیلی از موران نیاید، مور شو‬
‫حلقه بهر دام خودبینی مساز‬
آنچه بردستی، بنادانی مباز‬
‫من نمی بینم ترا در زیر پای‬
تا توانی زیر پای من میای‬
‫فیل را آن مور از دنبال رفت‬
هر که رفت از ره، بدین منوال رفت‬
‫ناگهان افتاد زیر پای پیل‬
هم کثیر از دست داد و هم قلیل‬
‫روح بی پندار، زر بی غش است‬
‫آتشست این خودپسندی، آتش است‬
‫پنبه ی این شعله ی سوزان شدیم‬
آتش پندار را دامان زدیم‬
‫جملگی همسایه ی این اخگریم‬
پیش از آن کبی رسد خاکستریم‬
‫حاصلی کش آبیار، اهریمنست‬
سوزد ار یک خوشه، گر صد خرمنست‬
‫بار هر کس، در خور یارای اوست‬
‫موزه ی هر کس برای پای اوست‬

‫‫‫

پروین اعتصامی

 

پروین اعتصامی

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.