خانه / Literature / سروده ای از حمیرا نکهت دستگیرزاده : صدای شب

سروده ای از حمیرا نکهت دستگیرزاده : صدای شب

Homaira Nekhat Dastghirzadeh

 

صدای شب

*

زیبایی بود که ته نشین می شد
وقتی بر می آشفتم
نطر از نظاره هراسان
چشم ها –دروازه دو پله – بی مهمان
بی هیچ د یواری
سیم خار داری
مسدود!
زینه را جارو کن
شاید گرد زینه هاست
که با لا شدن را سد شده است
فرو رفتن
– زود نیست؟
دستهایت را در خالی جیب های عاطفه
پنهان کن
بوی کهنگی می دهی
ریسمانی بیاویز
بافته از چرت های پراکنده
از سقف شنبه ها
بر گلوی اشباح متحرک بی نام
که لحظه هایم را
زیر دندان های کرم خورده و زرد شان

بی هیچ اشتهای می جوند
نشخوار لبخند های سرکاریست
و تبسم رنگ ، ریا
در صبح های مکدر
*
– آهسته ، آهسته، هیس!
صدایت دخترکان سپیده را می ترساند
صدایت را در چاه فرو کن
یوسفی شاید
خود را با آن
حلق آویز کند
*
خش خشی چرت های تازه یست
در بی صدایی شب
که می آید
و مثل شبحی نفوذ می کند
از پشت ِ دیوار های خواب
– توقف کن
در چراغ سرخ خون…
… میگذرد…….

 

 

حمیرا نکهت دستگیرزاده

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.