خانه / Literature / سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : قصه ى جوحى و آن کودک که پیش جنازه ى پدر خویش نوحه مى کرد‬

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : قصه ى جوحى و آن کودک که پیش جنازه ى پدر خویش نوحه مى کرد‬

DSC_0003 (Small)45 (Medium)

 

‫‫قصه ى جوحى و آن کودک که پیش جنازه ى پدر خویش نوحه مى کرد‬

*

‫‫
‫کودکى در پیش تابوت پدر‬
‫زار مى نالید و بر مى کوفت سر‬
‫کاى پدر آخر کجایت مى برند‬
‫تا ترا در زیر خاکى بسپرند‬
‫مى برندت خانه ى تنگ و زحیر‬
‫نى در او قالى و نه در وى حصیر‬
‫نى چراغى در شب و نه روز نان‬
‫نى در او بوى طعام و نه نشان‬
‫نى درش معمور و نى در بام راه‬
نى یکى همسایه کاو باشد پناه‬
‫چشم تو که بوسه گاه خلق بود‬
چون رود در خانه ى کور و کبود‬
‫خانه ى بى زینهار و جاى تنگ‬
که در او نه روى مى ماند نه رنگ‬
‫زین نسق اوصاف خانه مى شمرد‬
وز دو دیده اشک خونین مى فشرد‬
‫گفت جوحى را پدر اى ارجمند‬
و الله این را خانه ى ما مى برند‬
‫گفت جوحى را پدر ابله مشو‬
گفت اى بابا نشانیها شنو‬
‫این نشانیها که گفت او یک به یک‬
‫خانه ى ما راست بى تردید و شک‬
‫نى حصیر و نه چراغ و نه طعام‬
‫نه درش معمور و نه صحن و نه بام‬
‫زین نمط دارند بر خود صد نشان‬
لیک کى بینند آن را طاغیان‬
‫خانه ى آن دل که ماند بى ضیا‬
‫از شعاع آفتاب کبریا‬
‫تنگ و تاریک است چون جان جهود‬
بى نوا از ذوق سلطان ودود‬
‫نى در آن دل تافت نور آفتاب‬
نى گشاد عرصه و نه فتح باب‬
‫گور خوشتر از چنین دل مر ترا‬
آخر از گور دل خود برتر آ‬
‫زنده اى و زنده زاد اى شوخ و شنگ‬
دم نمى گیرد ترا زین گور تنگ‬
‫یوسف وقتى و خورشید سما‬
‫زین چه و زندان بر آ و رو نما‬
‫یونست در بطن ماهى پخته شد‬
‫مخلصش را نیست از تسبیح بد‬
‫گر نبودى او مسیح بطن نون‬
حبس و زندانش بدى تا یبعثون‬
‫او به تسبیح از تن ماهى بجست‬
‫چیست تسبیح آیت روز أ لست‬
‫گر فراموشت شد آن تسبیح جان‬
بشنو این تسبیح هاى ماهیان‬
‫هر که دید الله را اللهى است‬
‫هر که دید آن بحر را آن ماهى است‬
‫این جهان دریاست و تن ماهى و روح‬
‫یونس محجوب از نور صبوح‬
‫گر مسبح باشد از ماهى رهید‬
ور نه در وى هضم گشت و ناپدید‬
‫ماهیان جان در این دریا پرند‬
تو نمى بینى که کورى اى نژند‬
‫بر تو خود را مى زنند آن ماهیان‬
چشم بگشا تا ببینىشان عیان‬
‫ماهیان را گر نمى بینى پدید‬
گوش تو تسبیحشان آخر شنید‬
‫صبر کردن جان تسبیحات تست‬
‫صبر کن کان است تسبیح درست‬
‫هیچ تسبیحى ندارد آن درج‬
صبر آن الصبر مفتاح الفرج‬
‫صبر چون پول صراط آن سو بهشت‬
‫هست با هر خوب یک لالاى زشت‬
‫تا ز لالا مى گریزى وصل نیست‬
‫ز انکه لالا را ز شاهد فصل نیست‬
‫تو چه دانى ذوق صبر اى شیشه دل‬
‫خاصه صبر از بهر آن نقش چگل‬
‫مرد را ذوق غزا و کر و فر‬
مر مخنث را بود ذوق از ذکر‬
‫جز ذکر نه دین او و ذکر او‬
‫سوى اسفل برد او را فکر او‬
‫گر بر آید بر فلک از وى مترس‬
کاو بعشق سفل آموزید درس‬
‫او بسوى سفل مى راند فرس‬
گر چه سوى علو جنباند جرس‬
‫از علمهاى گدایان ترس چیست‬
کان علمها لقمه ى نان را رهى است‬

مولانا جلال الدین محمد بلخی –  مولوی

 

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.