خانه / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : ‫روزی به زنخدانت گفتم به سیمینی‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : ‫روزی به زنخدانت گفتم به سیمینی‬

 sadi

‫‫

 

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫روزی به زنخدانت گفتم به سیمینی‬
گفت ار نظری داری ما را به از این بینی‬

خورشید و گلت خوانم هم ترک ادب باشد‬
‫چرخ مه و خورشیدی باغ گل و نسرینی‬

حاجت به نگاریدن نبود رخ زیبا را‬
تو ماه پری پیکر زیبا و نگارینی‬

بر بستر هجرانت شاید که نپرسندم‬
کس سوخته خرمن را گوید به چه غمگینی‬

بنشین که فغان از ما برخاست در ایامت‬
بس فتنه که برخیزد هر جا که تو بنشینی‬

گر بنده خود خوانی افتیم به سلطانی‬
ور روی بگردانی رفتیم به مسکینی‬

کس عیب نیارد گفت آن را که تو بپسندی‬
‫کس رد نتواند کرد آن را که تو بگزینی‬

عشق لب شیرینت روزی بکشد سعدی
فرهاد چنین کشته ست آن شوخ به شیرینی‬

 

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.