خانه / Literature / سروده ای از پروین اعتصامی : جان و تن‬

سروده ای از پروین اعتصامی : جان و تن‬

پروین اعتصامی 2

 

جان و تن‬

*
‫کودکی در بر، قبائی سرخ داشت
روزگاری زان خوشی خوش میگذاشت‬
‫همچو جان نیکو نگه میداشتش
‫بهتر از لوزینه میپنداشتش‬
‫هم ضیاع و هم عقارش می شمرد‬
‫هر زمان گرد و غبارش می سترد‬
‫از نظر باز حسودش می نهفت‬
سر خیش میدید و چون گل میشکفت‬
‫گر بدامانش سرشکی میچکید‬
طفل خرد، آن اشک روشن میمکید‬
‫گر نخی از آستینش میشکافت‬
‫بهر چاره سوی مادر میشتافت‬
‫نوبت بازی بصحرا و بدشت‬
‫سرگران از پیش طفلان میگذشت‬
‫فتنه افکند آن قبا اندر میان‬
عاریت میخواستندش کودکان‬
‫جمله دلها ماند پیش او گرو‬
‫دوست میدارند طفلان رخت نو‬
‫وقت رفتن، پیشوای راه بود‬
‫روز مهمانی و بازی، شاه بود‬
‫کودکی از باغ می آورد به‬
‫که بیا یک لحظه با من سوی ده‬
‫دیگری آهسته نزدش می نشست‬
‫تا زند بر آن قبای سرخ دست‬
‫روزی، آن رهپوی صافی اندرون‬
وقت بازی شد ز تلی واژگون‬
‫جامه اش از خار و سر از سنگ خست‬
این یکی یکسر درید، آن یک شکست‬
‫طفل مسکین، بی خبر از سر که چیست‬
‫پارگیهای قبا دید و گریست‬
‫از سرش گر جه بسی خوناب ریخت‬
‫او برای جامه از چشم آب ریخت‬
‫گر بچشم دل ببینیم ای رفیق‬
‫همچو آن طفلیم ما در این طریق‬
‫جامه ی رنگین ما آز و هوی است‬
هر چه بر ما میرسد از آز ماست‬
‫در هوس افزون و در عقل اندکیم‬
سالها داریم اما کودکیم‬
‫جان رها کردیم و در فکر تنیم‬
‫تن بمرد و در غم پیراهنیم‬

 

پروین اعتصامی

 

پروین اعتصامی

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.