خانه / Literature / مولوی / سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : آن یکى مى گفت در عهد شعیب‬

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : آن یکى مى گفت در عهد شعیب‬

DSC_0003 (Small)45 (Medium)

دعوى کردن آن شخص که خداى تعالى مرا نمى گیرد به گناه و جواب گفتن شعیب علیه السلام مر او را‬

*

‫‫
‫آن یکى مى گفت در عهد شعیب‬
‫که خدا از من بسى دیده ست عیب‬
‫چند دید از من گناه و جرمها‬
‫و ز کرم یزدان نمى گیرد مرا‬
‫حق تعالى گفت در گوش شعیب‬
‫در جواب او فصیح از راه غیب‬
‫که بگفتى چند کردم من گناه‬
‫و ز کرم نگرفت در جرمم اله‬
‫عکس مى گویى و مقلوب اى سفیه‬
‫اى رها کرده ره و بگرفته تیه‬
‫چند چندت گیرم و تو بى خبر‬
‫در سلاسل مانده اى پا تا به سر‬
‫زنگ تو بر تویت اى دیگ سیاه‬
‫کرد سیماى درونت را تباه‬
‫بر دلت زنگار بر زنگارها‬
‫جمع شد تا کور شد ز اسرارها‬
‫گر زند آن دود بر دیگ نوى‬
‫آن اثر بنماید ار باشد جوى‬
‫ز انکه هر چیزى به ضد پیدا شود
‫بر سپیدى آن سیه رسوا شود‬
‫چون سیه شد دیگ پس تاثیر دود‬
‫بعد از این بروى که بیند زود زود‬
‫مرد آهنگر که او زنگى بود
‫دود را با روش هم رنگى بود‬
‫مرد رومى کاو کند آهنگرى‬
‫رویش ابلق گردد از دود آورى‬
‫پس بداند زود تاثیر گناه‬
‫تا بنالد زود گوید اى اله‬
‫چون کند اصرار و بد پیشه کند‬
‫خاک اندر چشم اندیشه کند‬
‫توبه نندیشد دگر شیرین شود‬
‫بر دلش آن جرم تا بى دین شود‬
‫آن پشیمانى و یا رب رفت از او‬
شست بر آیینه زنگ پنج تو‬
‫آهنش را زنگها خوردن گرفت‬
‫گوهرش را زنگ کم کردن گرفت‬
‫چون نویسى کاغذ اسپید بر‬
‫آن نبشته خوانده آید در نظر‬
‫چون نویسى بر سر بنوشته خط‬
فهم ناید خواندنش گردد غلط‬
‫کان سیاهى بر سیاهى اوفتاد‬
هر دو خط شد کور و معنیى نداد‬
‫ور سوم باره نویسى بر سرش‬
‫پس سیه کردى چو جان کافرش‬
‫پس چه چاره جز پناه چاره گر‬
‫ناامیدى مس و اکسیرش نظر‬
‫ناامیدیها به پیش او نهید‬
‫تا ز درد بى دوا بیرون جهید‬
‫چون شعیب این نکته ها با او بگفت‬
‫ز آن دم جان در دل او گل شکفت‬
‫جان او بشنید وحى آسمان‬
گفت اگر بگرفت ما را کو نشان‬
‫گفت یا رب دفع من مى گوید او‬
‫آن گرفتن را نشان مى جوید او‬
‫گفت ستارم نگویم رازهاش‬
جز یکى رمز از براى ابتلاش‬
‫یک نشان آن که مى گیرم و را‬
‫آن که طاعت دارد از صوم و دعا‬
‫و ز نماز و از زکات و غیر آن‬
‫لیک یک ذره ندارد ذوق جان‬
‫مى کند طاعات و افعال سنى‬
‫لیک یک ذره ندارد چاشنى‬
‫طاعتش نغز است و معنى نغز نى‬
‫جوزها بسیار و در وى مغز نى‬
‫ذوق باید تا دهد طاعات بر‬
‫مغز باید تا دهد دانه شجر‬
‫دانه ى بى مغز کى گردد نهال‬
صورت بى جان نباشد جز خیال‬

مولانا جلال الدین محمد بلخی –  مولوی

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.