خانه / Literature / سروده ای از گیتی : چشمهایم را بستم , تا نبینم

سروده ای از گیتی : چشمهایم را بستم , تا نبینم

چشمهایم را بستم
تا نبینم
زمین و آسمان
تا مهتاب
من نمی شنوم
صدای شرشرباران
خش خش برگ درختان
نمی خواهم بدانم
از محبت و صفا و مهر
تا قصه تلخ عشق
گویند آدم ها وفا ندارند
این رسم روزگار است
و
خصلت انها
چه توجیه خوبیست
از مبری کردن خود
تا
رسیدن به رهایی  !!!!

گیتی

Telegram Channel

درباره ی Giti Mirzaei

Giti Mirzaei
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.