خانه / Literature / رهی معیری / سروده ای از رهی معیری : زبون خلق ز خلق نکوی خویشتنم

سروده ای از رهی معیری : زبون خلق ز خلق نکوی خویشتنم

Rahi Moayeri-1

‫‫گوهر تابناک‬

*


‫‫‫زبون خلق ز خلق نکوی خویشتنم
چو غنچه تنگدل از رنگ و بوی خویشتنم‬

به عیب من چه گشاید زبان طعنه حسود
که با هزار زبان عیبجوی خویشتنم‬

مرا به ساغر زرین مهر حاجت نیست
که تازه روی چو گل از سبوی خویشتنم‬

نه حسرت لب ساقی کشد نه منت جام
به حیرت از دل بی آرزوی خویشتنم‬

به خواب از آن نرود چشم خسته ام تا صبح
که همچو مرغ شب افسانه گوی خویشتنم‬

به روزگار چنان رانده گشتم از هر سوی
که مرگ نیز نخواند بسوی خویشتنم‬

به تابناکی من گوهری نبود رهی
گهر شناسم و در جستجوی خویشتنم‬

رهی معیری

Rahi Moayeri-2

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.