خانه / Literature / سعدی / حکایتی از گلستان سعدی : نوشین روان عادل

حکایتی از گلستان سعدی : نوشین روان عادل

sadi

‫‫
حکایت‬

*
‫‫
‫‫‫
‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫آورده اند که نوشین روان عادل را در شکارگاهی صید کباب کردنـد و نمـک نبـود.

غلامـی بـه‬ روستا رفت تا نمک آرد.

نوشیروان گفت: نمک به قیمت بستان تا رسمی نشود و ده خراب نگردد.‬

گفتند ازین قدر چه خلل آید؟

گفت: بنیاد ظلم در جهان اول اندکی بوده اسـت هرکـه آمـد بـر او‬ مزیدی کرده تا بدین غایت رسیده.‬

اگر ز باغ رعیت ملک خورد سیبى‬
‫برآورند غلامان او درخت از بیخ‬

به پنج بیضه که سلطان ستم روا دارد‬
‫زنند لشکریانش هزار مرغ به سیخ‬


گلستان سعدی

شیخ اجل سعدی شیرازی

سعدی

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.