خانه / Literature / شعرای افغانی / فریده اکبری / سروده ای از فریده اکبری : دختر سرخ پوش

سروده ای از فریده اکبری : دختر سرخ پوش

poetry-11

 

دختر سرخ پوش

*
دختر سرخ پوش از قبیله آتش است

میسوزد کسی گر دست به آتش بزند

پروانه گر نیستی دلی همچو پروانه داشته باش

گر نداری هذر کن برو

چون گرگ ها که از آتش میترسند

من هم تمام شب برایت آتشی افروخته ام

و تو از دور نظاره گر باش

دختر سرخ پوش می رقصد

در میان آتش و دود
در میان دود و خاکستر

او نمیسوزد نمیترسد

چرا! حالا دیگر آتش شده

تار و پودش هوس است

دختر سرخ پوش در میان شهر

هزاران عاشق و معشوقه دارد

دختر سرخ پوش

مست است و بر سر من و تو میخندد

در میان خنده هایش گاه چون آتش پرشرر میسوزد

گاه هم نگاهی معصومانه دارد

گر به دنبال دختر سرخ پوش میگردی

او در میان شهر خانه ای دارد

که دیوار هایش هم از جنس آتش است

و از سکوت فریاد میزند این خانه

چرا که در شهر همه از آتش میترسند

در میان شب چون متروکه ای پنهان میشود

این خانه

گویی که هیچگاه این چنین خانه ای

در شهر نبود

دختر سرخ پوش هنوز هم زنده است

اما در نگاه مردم شهر

این همه صرف یک افسانه است

 

فریده اکبری

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.