خانه / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : شب فراق نخواهم دواج دیبا را , ‬‫که شب دراز بود خوابگاه تنها را‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : شب فراق نخواهم دواج دیبا را , ‬‫که شب دراز بود خوابگاه تنها را‬

‫شب فراق نخواهم دواج دیبا را

‬‫که شب دراز بود خوابگاه تنها را‬

ز دست رفتن دیوانه عاقلان دانند

‬ ‫که احتمال نماندست ناشکیبا را‬

گرش ببینی و دست از ترنج بشناسی

‬ ‫روا بود که ملامت کنی زلیخا را‬

چنین جوان که تویی برقعی فروآویز

‬ ‫و گر نه دل برود پیر پای برجا را‬

تو آن درخت گلی کاعتدال قامت تو‬

‫ببرد قیمت سرو بلندبالا را‬

دگر به هر چه تو گویی مخالفت نکنم

‬ ‫که بی تو عیش میسر نمیشود ما را‬

دو چشم باز نهاده نشسته ام همه شب‬

‫چو فرقدین و نگه میکنم ثریا را‬

شبی و شمعی و جمعی چه خوش بود تا روز

‬ ‫نظر به روی تو کوری چشم اعدا را‬

من از تو پیش که نالم که در شریعت عشق

‬ ‫معاف دوست بدارند قتل عمدا را‬

تو همچنان دل شهری به غمزه ای ببری‬

‫که بندگان بنی سعد خوان یغما را‬

در این روش که تویی بر هزار چون سعدی

‬ ‫جفا و جور توانی ولی مکن یارا‬

شیخ اجل سعدی شیرازی

سعدی

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.