خانه / Literature / سعدی / گلستان سعدی - حکایات / حکایتی از گلستان سعدی : به همه حال اسیرى که ز بندى برهد‬ ‫بهتر از حال امیرى که گرفتار آید‬

حکایتی از گلستان سعدی : به همه حال اسیرى که ز بندى برهد‬ ‫بهتر از حال امیرى که گرفتار آید‬

sadi

‫‫‫‫باب هفتم : در تاثیر تربیت‬

.
حکایت‬

*
‫‫‫‫‫

‫‫
‫‫‫‫‫‫‫‫‫توانگرزاده ای را دیدم بر سر گور پدر نشسـته و بـا درویـش بچـه ای منـاظره در پیوسـته کـه‬ صندوق تربت ما سنگین است و

کتابه رنگین و فرش رخام انداختـه و خشـت پیـروزه در او بکـار‬ برده ، به گور پدرت چه ماند : خشتی دو فراهم آورده و مشتی دو

خاک بر آن پاشیده ؟‬

درویش پسر این بشنید و گفت : تا پدرت زیر آن سنگهای گران بر خود بجنبیده باشد پـدر مـن‬ به بهشت رسیده بود !‬

خر که کمتر نهند بروى بار‬
‫بى شک آسوده تر کند رفتار‬

مرد درویش که بار ستم فاقه کشید‬
‫به در مرگ همانا که سبکبار آید‬

و آنکه در نعمت و آسایش و آسانى زیست‬
‫مردنش زین همه ، شک نیست که دشوار آید‬

به همه حال اسیرى که ز بندى برهد‬
‫بهتر از حال امیرى که گرفتار آید‬


گلستان سعدی

شیخ اجل سعدی شیرازی

سعدی

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.