خانه / Literature / شعرای افغانی / سروده ای از صوفی عشقری : چشم مستت گر ببیند چهرهء زرد مرا‬

سروده ای از صوفی عشقری : چشم مستت گر ببیند چهرهء زرد مرا‬

Sofi Ashqari-1

‫‫‫‫‫

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫چشم مستت گر ببیند چهرهء زرد مرا‬
‫لعل شرینت نماید چارهء درد مرا‬

پیکر خود خاک راهت ساختم آخر چرا‬
‫می تکانی دایم از دامان خود گرد مرا‬

خاطر شادش مباد از مرگ من غمگین شود‬
‫بیخبر مانید یاران ناز پرورد مرا‬

من ز جنس درد و غم بار تجارت بسته ام‬
‫جز زیان سودی نباشد برد و آورد مرا‬

ای رقیب خاین از دست تو گشتم داغ داغ‬
‫ساختی آشفته آخر دستهء ورد مرا‬

سالها شد سر نکرده پیش در ویرانه ام‬
‫هیچ رحمی نیست خورشید جهان گرد مرا‬

در حیات خود از او هرگز ندیدم بهره یی‬
‫دور سازید از مزارم یار نامرد مرا‬

صوفی عشقری

Sofi Ashqari-2

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.