خانه / Literature / خاقانی / سروده ای از خاقانی : سر به عدم درنه و یاران طلب

سروده ای از خاقانی : سر به عدم درنه و یاران طلب

Khaghani

 

سر به عدم درنه و یاران طلب
بوی وفا خواهی ازیشان طلب

بر سر عالم شو و هم جنس جوی
در تک دریا رو و مرجان طلب

مرکز خاکی نبود جای تو
مرتبهٔ گنبد گردان طلب

مائدهٔ جان چو نهی در میان
جان به میانجی نه و مهمان طلب

روی زمین خیل شیاطین گرفت
شمع برافروز و سلیمان طلب

ای دل خاقانی مجروح خیز
اهل به دست آور و درمان طلب

زهر سفر نوش کن اول چو خضر
پس برو و چشمهٔ حیوان طلب

خطهٔ شروان نشود خیروان
خیر برون از خط شروان طلب

سنگ به قرابهٔ خویشان فکن
خویش و قرابات دگرسان طلب

یوسف دیدی که ز اخوه چه دید
پشت بر اخوه کن و اخوان طلب

مشرب شروان ز نهنگان پر است
آبخور آسان به خراسان طلب

روی به دریا نه و چون بگذری
در طبرستان طربستان طلب

مقصد آمال ز آمل شناس
یوسف گم کرده به گرگان طلب

 

خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.