خانه / Literature / خاقانی / سروده ای از خاقانی : گر مدعی نه‌ای غم جانان به جان طلب

سروده ای از خاقانی : گر مدعی نه‌ای غم جانان به جان طلب

Khaghani

 

گر مدعی نه‌ای غم جانان به جان طلب
جان چون به شهر عشق رسد نورهان طلب

خون خرد بریز و دیت بر عدم نویس
برگ هوا بساز و نثار از روان طلب

دی یاسجی ز ترکش جانانت گم شده است
دل و اشکاف و یاسح او در میان طلب

گر نیست گشتی از خود و با تو توئی نماند
از نیستی در آینهٔ دل نشان طلب

تا از طلب به یافت رسی سالهاست راه
بس کن حدیث یافت طلب را به جان طلب

خاقانیا پیاده شو از جان که دل توراست
بر دل سوار گرد و فلک در عنان طلب

اقطاع این سوار ورای خرد شناس
میدان این براق برون از جهان طلب

 

خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.