خانه / Literature / شعرای افغانی / سروده ای از صوفی عشقری : من نمی گویم چنین کن یا چنان کار مرا‬

سروده ای از صوفی عشقری : من نمی گویم چنین کن یا چنان کار مرا‬

Sofi Ashqari-1

‫‫‫‫‫

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫من نمی گویم چنین کن یا چنان کار مرا‬
‫مهربان گردان الهی اندکی یار مرا‬

کافر عشق برهمن زادهء گردیده ام‬
‫از سر زلف بتان سازید زنار مرا‬

بهر قتلم حاجت ابروی شمشیر تو نیست‬
‫یک نگاه دلفریبت میکند کار مرا‬

بیوقارم پیش چشم ازخودوبیگانه ساخت‬
‫بر زمین زد عاقبت آنشوخ دستار مرا‬

از یمن تا حال میگیرد لب لعلش خراج‬
‫گرچه خط بگرفته دور روی دلدار مرا‬

قاتل من در دم کشتن چه خوش گفت عشقری‬
‫در قیامت باز خواهی دید دیدار مرا‬

صوفی عشقری

Sofi Ashqari-2

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.