خانه / Literature / شعرای افغانی / حمیرا نکهت دستگیرزاده / سروده ای از حمیرا نکهت دستگیرزاده : تسلا های پوشالی

سروده ای از حمیرا نکهت دستگیرزاده : تسلا های پوشالی

Homaira Nekhat Dastghirzadeh

تسلا های پوشالی

*

سفر کن با من ای دریای چشمت در دلم جاری
سفر از دره های قصه های تلخ تکراری
هوای تازه می خواهد پرستوی خیال من
پر پاک سفر کردن هوای صبح بیداری

دلم از تنگی این روز های تیره می گیرد
تو می گفتی برایم می روی خورشید می آری

تو هم رفتی و پاییدی میان لحظه های شب
به شب خو کردی و خورشید را افسانه پنداری
بیا از خانه ءابری برون آریم باران را
بیا کز لانهء امید خورشیدی برون آری
سفر کن از تن پوسیدگی ها تا روان من
تو ابری در بیابان صدایم خوب می باری
سفر کن پهنه ی آبیی دنیا دیده در راه است
وجلد روشن شب زیر پایت شعر بیداری
نگاه روشن کودک،دوام خنده های تو
رگ باز سحرگا هان و خون باور و یاری
سفر کن با من ای پاییزیی همواره آواره
توو شب زنده داری ها ، نه با شب ها سر یاری
بر آ از لحظه های تلخ انده های سرگردان
تو در خاک تسلا های پوشالی چه می کاری؟

حمیرا نکهت دستگیرزاده

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.