سروده ای از نورالله وثوق : پیچ شـب

  پیچ شـب * مــا مــژده‌ی دولـت بـهـاریــم همــرنگ نــگاه نــاز یــاریــم دریــای پــر از تـلاطــم عشـق آئـیـنــه‌ی مــــوج روزگاریــم درهستــی ما نشـانـه‌ی کیـسـت کاینــگونـه همیشـه بی قـراریـم شـایـد کـه به خنده لب گشـایـد هــر ثانیــه لحظـه می‌شمـاریـم هنــگامــه‌ی گیــر …

توضیحات بیشتر »

سروده ای از فرخی سیستانی : ای زینهارخوار بدین روزگار

ای زینهارخوار بدین روزگار از یار خویشتن که خورد زینهار یکدل همی‌چرند کنون آهوان با شیر و با پلنگ به یک مرغزار وقتیکه چون دو عارض و زلفین تو در باغ گل همی‌شکفد صد هزار هر شب همی‌درخشد در گلستان …

توضیحات بیشتر »