خانه / بایگانی برچسب: ادبیات

بایگانی برچسب: ادبیات

سروده ای از خواجوی کرمانی : گرهٔ زلف بهم بر زده کاین مشک تتارست

گرهٔ زلف بهم بر زده کاین مشک تتارست رقم از غالیه بر گل زده کاین خط غبارست رشته‌ئی برقمر انداخته کاین مار سیاهست نقطه‌ئی برشکر افکنده که این مهرهٔ مارست مشک بر برگ سمن بیخته یعنی شب قدرست زلف شبرنگ …

توضیحات بیشتر »

سروده ای ازشیخ فریدالدین عطار نیشابوری : حکایت دیوانه‌ای که از مگس و کیک در عذاب بود

حکایت دیوانه‌ای که از مگس و کیک در عذاب بود بود در کنجی یکی دیوانه خوار پیش او شد آن عزیز نامدار گفت می‌بینم ترا اهلیتی هست در اهلیتت جمعیتی گفت کی جمعیتی یابم ز کس چون خلاصم نیست از …

توضیحات بیشتر »

سروده ای از رهی معیری : خیال‌انگیز

‫‫ خیال‌انگیز * ‫ ‫ خیال‌انگیز و جان‌پرور چو بوی گل سراپایی نداری غیر از این عیبی که می‌دانی که زیبایی من از دلبستگیهای تو با آیینه دانستم که بر دیدار طاقت سوز خود عاشق‌تر از مایی به شمع و …

توضیحات بیشتر »

سروده ای ازشیخ فریدالدین عطار نیشابوری : حکایت ابرهیم ادهم در بادیه

حکایت ابرهیم ادهم در بادیه چنین گفتست ابرهیم ادهم که می‌رفتم بحج دلشاد و خرّم چو چشم من بذات العرق افتاد مرقّع پوش دیدم مُرده هفتاد همه ازگوش و بینی خون گشاده میان رنج و خواری جان بداده چو لختی …

توضیحات بیشتر »