خانه / بایگانی برچسب: دیوان اشعار

بایگانی برچسب: دیوان اشعار

سروده ای ازشیخ فریدالدین عطار نیشابوری : حکایت سلطان محمود با پیرزن

حکایت سلطان محمود با پیرزن . مگر سلطانِ دین محمودِ غازی به تیزی با سپه میراند تازی بره در بیوهٔ را دید جائی ببسته رقعهٔ را بر عصائی ز دست ظالمان او داد می‌خواست وزان فریادرس فریاد می‌خواست چو دید …

توضیحات بیشتر »

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : حکایت امیر و غلامش کی نماز باره بود وانس عظیم داشت در نماز و مناجات با حق

‫ ‬‫ حکایت امیر و غلامش کی نماز باره بود وانس عظیم داشت در نماز و مناجات با حق . میرشد محتاج گرمابه سحر بانگ زد سنقر هلا بردار سر طاس و مندیل و گل از التون بگیر تابه گرمابه …

توضیحات بیشتر »

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : آنچنانک حق ز گوشت و استخوان

‫ ‬‫ بیان آنک حق تعالی صورت ملوک را سبب مسخر کردن جباران کی مسخر حق نباشند ساخته است چنانک موسی علیه السلام باب صغیر ساخت بر ربض قدس جهت رکوع جباران بنی اسرائیل وقت در آمدن کی ادخلوا الباب …

توضیحات بیشتر »

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : حکمت آفریدن دوزخ آن جهان و زندان این جهان

‫ ‬‫ حکمت آفریدن دوزخ آن جهان و زندان این جهان تا معبد متکبران باشد کی ائتیا طوعا او کرها . که لئیمان در جفا صافی شوند چون وفا بینند خود جافی شوند مسجد طاعاتشان پس دوزخست پای‌بند مرغ بیگانه …

توضیحات بیشتر »

سروده ای از ‫لینا روزبه حیدری‬ : منفی

‫ ‫منفی‬‬‬‬ .‬ ‫‬‫ ‬‬‬ ‫در انتهای خلوت و تنهایی ثقیل زندگی‬ ‫کاشک دستی میبود که طرح زدایش دردها را‬ ‫در سوسوی مرده یک چراغ نفتی‬ ‫زنده میساخت‬ ‫ ‬ ‫در انتهای سرک های این غمکده‬ ‫کاشک قامتی فرشته وار …

توضیحات بیشتر »

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : انبیا گفتند فال زشت و بد

‫ ‬‫ باز جواب انبیا علیهم السلام . انبیا گفتند فال زشت و بد از میان جانتان دارد مدد گر تو جایی خفته باشی با خطر اژدها در قصد تو از سوی سر مهربانی مر ترا آگاه کرد که بجه …

توضیحات بیشتر »

سروده ای از ‫لینا روزبه حیدری‬ : یاس بنفش‬

‫ ‫یاس بنفش‬‬‬‬ .‬ ‫‬‫ ‬‬ ‫زبانم را کسی هرگز‬ ‫نمی فهمد، نمیداند‬ ‫میان تلخ عصری‬ ‫مانده ام مبهوت و سرگردان‬ ‫و با یک موج قو مانند افکاری‬ ‫که راه رفتن و پرواز را‬ ‫در هجره اندیشه هایم‬ ‫باز گم …

توضیحات بیشتر »

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : مکرر کردن قوم اعتراض ترجیه بر انبیا علیهم‌السلام

‫ ‬‫ مکرر کردن قوم اعتراض ترجیه بر انبیا علیهم‌السلام . قوم گفتند از شما سعد خودیت نحس مایید و ضدیت و مرتدیت جان ما فارغ بد از اندیشه‌ها در غم افکندید ما را و عنا ذوق جمعیت که بود …

توضیحات بیشتر »

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : باز جواب انبیا علیهم السلام ایشان را

‫ ‬‫ باز جواب انبیا علیهم السلام ایشان را . انبیا گفتند نومیدی بدست فضل و رحمتهای باری بی‌حدست از چنین محسن نشاید ناامید دست در فتراک این رحمت زنید ای بسا کارا که اول صعب گشت بعد از آن …

توضیحات بیشتر »

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : مکرر کردن کافران حجتهای جبریانه را

‫ ‬‫ مکرر کردن کافران حجتهای جبریانه را . قوم گفتند ای گروه این رنج ما نیست زان رنجی که بپذیرد دوا سالها گفتید زین افسون و پند سخت‌تر می‌گشت زان هر لحظه بند گر دوا را این مرض قابل …

توضیحات بیشتر »

سروده ای از ‫لینا روزبه حیدری‬ : این شعر نیست‬

‫ ‫این شعر نیست‬‬‬ .‬ ‫‬‫ ‬‬ ‫این شعر نیست‬ ‫هیروئین یی مخمر افکار منست‬ ‫که در تبلور حرارت روز ها‬ ‫به قلیان اوج نشئه اش رسیدست‬ ‫دستم را که بر تن شیشه بخار زده میکشم‬ ‫در سر انگشت سردم‬ …

توضیحات بیشتر »