خانه / بایگانی برچسب: فردوسی طوسی

بایگانی برچسب: فردوسی طوسی

چنین گفت فردوسی پاکزاد : چنین گفت رودابه روزی به زال‬

  چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد : *‫ ‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫چنین گفت رودابه روزی به زال‬ ‫که از زاغ و سوک تهمتن بنال‬ ‫همانا که تا هست گیتی فروز‬ ‫ازین تیره تر کس ندیدست روز‬ ‫بدو …

توضیحات بیشتر »

چنین گفت فردوسی پاکزاد : فرامرز چون سوک رستم بداشت‬

  چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد : گرفتن انتقام خون رستم از شاه کابل *‫ ‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫فرامرز چون سوک رستم بداشت‬ ‫سپه را همه سوی هامون گذاشت‬ ‫در خانه ی پیلتن باز کرد‬ ‫سپه را …

توضیحات بیشتر »

چنین گفت فردوسی پاکزاد : ازان نامداران سواری بجست‬

  چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد : بازگردانیدن جسد رستم به زابل *‫ ‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫ازان نامداران سواری بجست‬ ‫گهی شد پیاده گهی برنشست‬ ‫چو آمد سوی زابلستان بگفت‬ ‫که پیل ژیان گشت با خاک جفت‬ …

توضیحات بیشتر »

چنین گفت فردوسی پاکزاد : چو با خستگی چشمها برگشاد‬

  چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد : مرگ رستم در اثر مکر برادر ناتنی *‫ ‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫چو با خستگی چشمها برگشاد‬ ‫بدید آن بداندیش روی شغاد‬ ‫بدانست کان چاره و راه اوست‬ ‫شغاد فریبنده بدخواه …

توضیحات بیشتر »

چنین گفت فردوسی پاکزاد : بداختر چو از شهر کابل برفت‬

  چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد : افتادن رستم و رخش در چاه پر از نیزه و تیغ *‫ ‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫بداختر چو از شهر کابل برفت‬ ‫بدان دشت نخچیر شد شاه تفت‬ ‫ببرد از میان …

توضیحات بیشتر »

چنین گفت فردوسی پاکزاد : چنین گوید آن پیر دانش پژوه‬

  چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد : نقشه شغاد‬ برای کشتن رستم *‫ ‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫چنین گوید آن پیر دانش پژوه‬ ‫هنرمند و گوینده و با شکوه‬ ‫که در پرده بد زال را برده یی‬ ‫نوازنده ی …

توضیحات بیشتر »

چنین گفت فردوسی پاکزاد : یکی پیر بد نامش آزاد سرو‬

  چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد : *‫ ‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫یکی پیر بد نامش آزاد سرو‬ ‫که با احمد سهل بودی به مرو‬ ‫دلی پر ز دانش سری پر سخن‬ ‫زبان پر ز گفتارهای کهن‬ ‫کجا …

توضیحات بیشتر »

چنین گفت فردوسی پاکزاد : ‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫همی بود بهمن به زابلستان‬

  چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد : بازگشت بهمن از پیش رستم به نزد گشتاسب *‫ ‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫همی بود بهمن به زابلستان‬ ‫به نخچیر گر با می و گلستان‬ ‫سواری و می خوردن و بارگاه‬ …

توضیحات بیشتر »

چنین گفت فردوسی پاکزاد : یکی نغز تابوت کرد آهنین‬

  چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد : رسیدن تابوت اسفندیار به نزد گشتاسب *‫ ‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫یکی نغز تابوت کرد آهنین‬ ‫بگسترد فرشی ز دیبای چین‬ ‫بیندود یک روی آهن به قیر‬ ‫پراگند بر قیر مشک …

توضیحات بیشتر »

چنین گفت فردوسی پاکزاد : چنین گفت با رستم اسفندیار‬

  چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد : مرگ اسفندیار رویین تن *‫ ‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫چنین گفت با رستم اسفندیار‬ ‫که اکنون سرآمد مرا روزگار‬ ‫تو اکنون مپرهیز و خیز ایدر آی‬ ‫که ما را دگرگونه تر …

توضیحات بیشتر »

چنین گفت فردوسی پاکزاد : بدانست رستم که لابه به کار‬

  چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد : زدن تیر بر چشم اسفندیار *‫ ‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫بدانست رستم که لابه به کار‬ ‫نیاید همی پیش اسفندیار‬ ‫کمان را به زه کرد و آن تیر گز‬ ‫که پیکانش …

توضیحات بیشتر »

چنین گفت فردوسی پاکزاد : سپیده همانگه ز که بر دمید‬

  چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد : سعی رستم برای آرام کردن اسفندیار با گفتار نرم *‫ ‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫سپیده همانگه ز که بر دمید‬ ‫میان شب تیره اندر چمید‬ ‫بپوشید رستم سلیح نبرد‬ ‫همی از …

توضیحات بیشتر »

چنین گفت فردوسی پاکزاد : ببودند هر دو بران رای مند‬

  چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد : راهنمایی سیمرغ برای شکست اسفندیار رویین تن *‫ ‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫ببودند هر دو بران رای مند‬ ‫سپهبد برآمد به بالا بلند‬ ‫از ایوان سه مجمر پر آتش ببرد‬ ‫برفتند …

توضیحات بیشتر »

چنین گفت فردوسی پاکزاد : وزان روی رستم به ایوان رسید‬

  چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد : تصمیم زال بر خواستن رهنمایی از سیمرغ *‫ ‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫وزان روی رستم به ایوان رسید‬ ‫مر او را بران گونه دستان بدید‬ ‫زواره فرامرز گریان شدند‬ ‫ازان خستگیهاش …

توضیحات بیشتر »

چنین گفت فردوسی پاکزاد : کمان برگرفتند و تیر خدنگ‬

  چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد : زینهار دادن اسفندیار رویین تن به رستم به یک شب *‫ ‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫کمان برگرفتند و تیر خدنگ‬ ‫ببردند از روی خورشید رنگ‬ ‫ز پیکان همی آتش افروختند‬ ‫به …

توضیحات بیشتر »

چنین گفت فردوسی پاکزاد : بدانگه که رزم یلان شد دراز‬

  چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد : کشته شدن دو پسر اسفندیار بدست برادر رستم *‫ ‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫بدانگه که رزم یلان شد دراز‬ ‫همی دیر شد رستم سرفراز‬ ‫زواره بیاورد زان سو سپاه‬ ‫یکی لشکری …

توضیحات بیشتر »

چنین گفت فردوسی پاکزاد : چو شد روز رستم بپوشید گبر‬

  چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد : رزم تن به تن رستم و اسفندیار *‫ ‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫چو شد روز رستم بپوشید گبر‬ ‫نگهبان تن کرد بر گبر ببر‬ ‫کمندی به فتراک زین بر ببست‬ ‫بران …

توضیحات بیشتر »

چنین گفت فردوسی پاکزاد : چو رستم بیامد به ایوان خویش‬

  چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد : درخواست رستم از زواره برای آوردن سلیح نبرد *‫ ‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫چو رستم بیامد به ایوان خویش‬ ‫نگه کرد چندی به دیوان خویش‬ ‫زواره بیامد به نزدیک اوی‬ ‫ورا …

توضیحات بیشتر »

چنین گفت فردوسی پاکزاد : چو رستم بدر شد ز پرده سرای‬

  چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد : اندرز پشوتن به اسفندیار *‫ ‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫چو رستم بدر شد ز پرده سرای‬ ‫زمانی همی بود بر در به پای‬ ‫به کریاس گفت ای سرای امید‬ ‫خنک روز …

توضیحات بیشتر »

چنین گفت فردوسی پاکزاد : چنین پاسخ آوردش اسفندیار‬

  چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد : تاکید اسفندیار بر مبارزه با رستم *‫ ‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫چنین پاسخ آوردش اسفندیار‬ ‫که گفتار بیشی نیاید به کار‬ ‫شکم گرسنه روز نیمی گذشت‬ ‫ز گفتار پیکار بسیار گشت‬ …

توضیحات بیشتر »