خانه / بایگانی برچسب: فریدالدین ابوحامد محمد بن ابوبکر ابراهیم بن اسحاق عطار کَدکَنی نیشابوری

بایگانی برچسب: فریدالدین ابوحامد محمد بن ابوبکر ابراهیم بن اسحاق عطار کَدکَنی نیشابوری

سروده ای ازشیخ فریدالدین عطار نیشابوری : حکایت شیخ ابوالقاسم همدانی

حکایت شیخ ابوالقاسم همدانی   مگر بوالقاسم همدانی آنگاه که از همدان برون افتاد ناگاه سوی بت خانه آمد در نظاره ستاده دید خلقی بر کناره بر آتش دید دیگ پر ز روغن که می‌جوشید چون دریای کف زن زمانی …

توضیحات بیشتر »

سروده ای ازشیخ فریدالدین عطار نیشابوری : پادشاهی ماه وش، خورشید فر

پادشاهی ماه وش، خورشید فر داشت چون یوسف یکی زیبا پسر کس به حسن او پسر هرگز نداشت هیچ خلق آن حشمت و آن عز نداشت خاک او بودند دلبندان همه بندهٔ رویش خداوندان همه گر به شب از پرده …

توضیحات بیشتر »

سروده ای ازشیخ فریدالدین عطار نیشابوری : حکایت سلطان سنجر با عبّاسۀ طوسی

حکایت سلطان سنجر با عبّاسۀ طوسی .   مگر یک روز سنجر شاه عالی بر عبّاسه آمد جای خالی نیامد کارِ این با کارِ آن راست چو لختی پیش او بنشست برخاست کسی گفتش چرا خاموش بودی نگفتی تو حدیثی …

توضیحات بیشتر »

سروده ای ازشیخ فریدالدین عطار نیشابوری : حکایت پیغامبر و کنیزک حبشی

حکایت پیغامبر و کنیزک حبشی . چنین نقلست از سلمان که یک روز نشسته بود صدر عالم افروز یکی حبشی کنیزک روی چون نیل درآمد از در مسجد بتعجیل ردای مصطفی بگرفت ناگاه که بامن نِه زمانی پای در راه …

توضیحات بیشتر »

سروده ای ازشیخ فریدالدین عطار نیشابوری : حکایت مردی غازی و مردی کافر که مهلت نماز به یکدیگر دادند

حکایت مردی غازی و مردی کافر که مهلت نماز به یکدیگر دادند غازیی از کافری بس سرفراز خواست مهلت تا که بگزارد نماز چون بشد غازی نماز خویش کرد بازآمد جنگ هر دم بیش کرد بود کافر را نمازی زان …

توضیحات بیشتر »

سروده ای ازشیخ فریدالدین عطار نیشابوری : نیم شب دیوانه‌ای خوش می‌گریست

    نیم شب دیوانه‌ای خوش می‌گریست گفت این عالم بگویم من که چیست حقه‌ای سر برنهاده، ما درو می‌پزیم از جهل خود سودا درو چون سراین حقه برگیرد اجل هر که پر دارد بپرد تا ازل وانک او بی …

توضیحات بیشتر »

سروده ای ازشیخ فریدالدین عطار نیشابوری : حقیقت علم ودانش علم دین است

  حقیقت علم ودانش علم دین است بدان تو علم ما حقل الیقین است بظاهر علم دین باید شنیدن معانی باید از آن راه دیدن چه دانی علم باطن راه یابی بهر چیزی دل آگاه یابی ز علم ظاهری رنجور …

توضیحات بیشتر »

سروده ای ازشیخ فریدالدین عطار نیشابوری : چنین خواندم که در محشر جوانی

  چنین خواندم که در محشر جوانی درآید وز خدا خواهد امانی بغایت جُرمِ او بسیار باشد ولی قاضی فضلش یار باشد ملایک می‌کنند آنجا شتابش که پیش آرند در دوزخ عذابش همی حالی خطاب آید ز درگاه که از …

توضیحات بیشتر »

سروده ای ازشیخ فریدالدین عطار نیشابوری : امام مطلق و شمع دو عالم

امام مطلق و شمع دو عالم امیرالمؤمنین فاروق اعظم چو حق را وفق نام او کلامست ز فرقانست فاروق این تمامست دلش چون دید حق را درحرمگاه بدل پیوست عین عدل آنگاه چو عین عدل ودل افتاد با هم ز …

توضیحات بیشتر »

سروده ای ازشیخ فریدالدین عطار نیشابوری : سر مردان دین صدیق اکبر

سر مردان دین صدیق اکبر امام صادق و سالار سرور مهین رحمت مهدات او بود که در دین سابق خیرات او بود شب خلوت قرین ویار غارست نثار راهش اوّل چل هزارست بدین بوبکر چون کردست آغاز بدو گردد همه …

توضیحات بیشتر »

سروده ای ازشیخ فریدالدین عطار نیشابوری : ثنائی گو بر ارباب بینش

ثنائی گو بر ارباب بینش سزای صدر وبدر آفرینش محمد آنکه نور جسم و جانست گزین و مهتر پیغامبرانست حبیب خالق بیچون اکبر درون جزو و کل او شاه و سرور ز نورش ذرّهٔ خورشید و ماهست همه ذرّات را …

توضیحات بیشتر »